گپي دوستانه به بهانه ديدن فيلم خون بازي
نوشته زيري خلاصه شش هفت ساعت گفتگو اين چند تو دوست عزيزومه كه اسمشون تو ئي نوشتو اومده اونچه براتون گذوشتم بخونين حرفاشون درباره فيلم خون بازيه والواين دوستان وقتي كه ميوفتن به حرف زدن چونه هاشون كه گرم شه دبگه ول كن معامله نيستن حالو شو نوشتو رو بخونين تا بعدا حسابي باهم دست به يكي كنيم سر بسر شون بذاريم البته پيش پيش بگم هر چي شيريني توي اين نوشتو ديدن كيلويي دو هزار وپونصد تومن پول بالاش رفته هر چيم كم و كسري داره تقصير كريمه كه اين روزا حواس درست و حسابي واسش نمونده و شما به بزرگي خودتون ببخشيدش كه بخشش از بزگترهاست فكرم نكنين اگه تو ئي گفتگوهه نبودم ديگه حساب كار از دستوم در رفته كه :
من نه ان رندم كه ترك شاهد و ساغر كنم محتسب داند كه من اين كارها كمتر كنم
كل محمود بقال
…………………………………………………………………………………………
خلاصه داستان فيلم :
مادر يك دختر معتاد سعي دارد دخترش را وادار كند به يك مركز ترك اعتياد براي ترك برود تا بتواند به خارج از كشور سفر كند و زندگي جديدي را شروع نمايد .
.........................................................................................................................
حميد : فكر ميكنم شروع بحث درباره فيلم "خون بازي " را بهتر است مهرداد عزيز بعهده بگيرند كه تلاشهاي بسياري در زمينه شناخت علل گرايش افراد به مواد مخدر و همچنين مشكلات اجتماعي و فرهنگي اعتياد داشته اند.
مهرداد : خيلي ممنون در ابتدا مايلم بودم به اين مسئله اشاره كنم كه از نظر من فيلم " خون بازي " دنباله چند فيلم اخير خانم" بني اعتماد" بخصوص" گيلانه" و" بانوي ارديبهشت" است كه بيشتر به دلمشغوليهاي زنان ميپر دازد و در زمينه پرداختن به مسئله مواد مخدر داراي نقاط مثبت و همچنين منفي بسياري است .
حميد : ممكن است بيشتر توضيح دهيد.
مهرداد : ببينيد در حقيقت اعتياد به مواد مخدر ازدريچه يك بستر فرهنگي ناسالم وارد زندگي اشخاص ميشود.
براي درك بهتر مطلب بگذاريد برايتان خاطره جالبي را بگويم چند سال پيش در ادامه يك برنامه پژوهشي شخصي با تعدادي از معتادان به مواد مخدر كه تحصيلات بالاي دانشگاهي هم داشتند مصاحبه ميكردم( كمترين مدرك تحصيلي انان كارشناسي بود ) اكثريت انان ادعا ميكردندكه اشتباه كرده اند ودر يك لحظه در شرايطي قرار گرفته اند كه به اين مواد الوده شده اند اظهار نظرهايي از اين دست شايد براي يك فردنااشنا به روحيات افراد معتاداميدواركننده باشد و مطمئن شود اين افراد به اشتباه خود پي برده اند وبخاطر داشتن سطح سواد بالا تر از عامه مردم زودتر و بهتر ميتوانند از دام اين ماده هاي شيطاني ازاد شوند اما حقيقت امر چنين نيست در واقع افراد معتاد كمي هستند كه به اين باور رسيده باشند كه اعتياد عمل زشتي است و بسياري از انان اگاهانه به اعتياد روي مياورند و درصد بسيار كمي وجود دارند كه در شرايطي قرار گرفته اند كه دچار لغزش شده اند و اين تظاهر به شرمندگي و پي بردن به اشتباه خود يكنوع ريا كاري رايج بين معتادان است و بيشتر براي فريب سايرين بكار ميرود كه افراد تحصيل كرده انرا در قالب كلماتي دلنشين تر و جامعه پسند تر بكار ميبرند و نبايد فريب اين ظاهر سازي ها را خورد از طرفي اعتياد به مواد مخدر به سطح دانش و مدرك تحصيلي و اينگونه معيارها بستگي ندارد بلكه به اگاهي فردي از مشكلات اعتياد وايمان وباورهاي اخلاقي و اعتماد بنفس و شناخت زشتي ها و اينده نگري فرد و يا بعبارت درست تراعتقادات و خودسازي فرد بستگي دارد به همين دليل است كه اعتياد به مواد مخدر تمامي سطوح جامعه را در بر ميگيرد و دليل من هم افرادي هستند كه خود شما حتمادر جامعه با انها برخورد داشته و ديده ايد كه مثلا در محيط الوده به مواد مخدر سالم مانده اند و بلعكس در محيطي سالم الوده شده اند به همين دلايل هم هست كه ترك اعتياد امري بسيار تخصصي و پيچيده است و با برخورد سرسري و سطحي به مسئله منافات دارد.
نكته اي كه در فيلم خون بازي به ان اشاره شده است و جز معدود نقاط مثبت فيلم بشمار ميايد اشاره به اين مطلب است كه واقعا ميخواهيد از يك پدر الكلي و يك مادربي بند و بار و مسئوليت گريز كه بار تمام گناهان را بگردن پدرفرزندش مياندازد و خودش دنبال ان است كه دخترش را از سر باز كند و ريا كارانه انرا به يك مرد ديگر قالب كند چگونه فرزندي به بار بنشيند ؟ در حقيقت ما اگر ميخواهيم با مسئله اعتياد بر خورد كنيم بايد ابتدا بسترفرهنگي سالمي ايجاد شودكه فرد مشكلات اعتياد را پيش از الودگي به ان درك كند وايجاد اين بستر فرهنگي از محيط خانوادگي شروع ميشود شما واقعا فكر ميكنيد باداشتن چنين پدر و مادري اين فرزند ميتواند اعتياد خود را ترك كند؟
تجربيات من بمن اموخته كه اين احتمال بسيار ضعيفي است .
در واقع اين جوان و جواناني مثل او براي گريز از شرايط زندگي پيرامون خود به دام مواد مخدر ميافتند و عدم مصرف مواد مخدر تنها شروع يك روند كاري طولاني و وقت گير و پيچيده است كه منجر به ترك اعتياد ميشود و به همين دليل هم ميگويم فيلم به مسئله ترك اعتياد نگاهي ساده انگارانه دارد گويي با عدم مصرف مواد مخدر توسط دختر همه چيز حل ميشود و او ميتواند زندگي جديدي را اغاز كند در حالي كه واقعيت امراينچنين نيست. شايد اگر فيلم به نمايش مشكلات جسماني و رواني زمان ترك مصرف مواد مخدر ودرگيريهاي روحي رواني بعد از ان و يا ريشه يابي علت گرايش دختر به مواد مخدر ميپرداخت نتيجه بهتري گرفته ميشد كه البته باز هم بعيد ميدانم با اين نويسندگان و اين شيوه بيان سينمايي چيزي عايد تماشاگرشود .
حميد : شما گفتيد نقاط مثبت معدود چرامعدود ؟
مهرداد :اجازه دهيد من گفته هاي خود را تكميل كنم در حقيقت ما زماني ميتوانيم به نجات اين جوان اميدوار باشيم كه شرايط محيطي پيرامون او تغييرات اساسي كرده باشد نكته اي كه فيلم هيچ اشاره اي به ان ندارد و اين ناشي از عدم توجه سازندگان فيلم به اين مسئله است يعني ما شاهد هيچ تلاشي از سوي پدر و مادر دختر براي درك علت گرايش فرزند خود به مواد مخدر نيستيم و حتي دريغ از بيان چند جمله اميدوار كننده در فيلم تا تماشاگر بتواند حداقل اين اميدواري را داشته باشد كه شرايط پيرامون اين جوان بنفع يك ارتباط سالم خانوادگي واجتماعي در حال تغيير است حتي همين دوستان در مصاحبه هاي خود بارها تكرار كرده اند يك فرد معتاد به مواد مخدر با ميزان مصرفي كه در فيلم نشان داده ميشود قادر به ترك نيست و يا احتمال ترك ان بسيار كم است كه اين خود نوعي القا نااميدي به بينندگان فيلم يا خوانندگان و يا شنوندگان است.
از طرفي وقتي ما يك فيلم ميسازيم بايد تمامي عوامل انساني و فني فيلم در خدمت موضوع فيلم باشد يك صدا برداري خوب يك فيلم برداري عالي يك تدوين بي نظير و بازي هاي درخشان بازيگران زماني ارزش دارد كه تماشاگربا موضوع فيلم همراه شود اگر قرار است ما اعتياد را بصورتي كه در فيلم" خون بازي" نشان داده ميشود ببينيم بهتراست به ديدن نمايشگاه هايي برويم كه عكسهاي افراد معتاد را بنمايش ميگذارند كه بدون گريم و هزينه هاي انچناني چهره واقعي معتادان را بتصوير كشيده اند .
اباداني : يعني شما ميگوييد فيلم نتوانسته چهره واقعي معتادان را نشان دهد ؟
مهرداد : نه تنها معتادان بلكه اصولا با مسئله اعتياد بصورتي سطحي برخورد كرده است .
حميد : منظورتان را نمي فهمم.
مهرداد : ببينيد اگر روزي شما بياييد و بگوييد يك فرد معتاد به مواد مخدر در هنگام مصرف اين مواد دچار حالت تهوع ميشود و يا چهره اش دفرمه ميشود و يا ..... اين چيزي را به تماشاگر اموزش نميدهد و حتي شايد فكر كند لذت مصرف اين مواد ارزش تحمل اين همه سختي را دارد در صورتي كه اينچنين نيست و اعتياد دامي است كه در صورت گرفتاري راه گريز از دست ان بسيار مشكل است حال اگر هدف ما هشدار به تماشاگر است تماشاگري كه روزانه با نمونه هاي بسياري از اينگونه افراد روبرو ميشودايا بهتر نبود به تماشاگرانمان نشان ميداديم كه لذت مصرف مواد مخدر تنها يك توهم و يك خيال باطل است گفته اي كه تقريبا تمام رها شدگان از بند اعتيادانرا بصراحت بزبان مياورند .
اباداني : خوب شايد سازندگان فيلم نظر شما را نداشته باشند و بگويند اين دليل نميشود تماشاگر از فيلم ما چيزي نياموزد يا با ان همراه نشود.
مهرداد: اين دقيقا همان نكته اي است كه مايلم به ان اشاره كنم اينجا بحث سليقه نيست بلكه بحث توجه به تجربيات عملي در شكل كلان و نه استثنايي و ارايه راهكار عملي است كه نه تنها در ايران بلكه در تمام جوامع بشري توسط افراد دلسوز ارايه ميشود و نمونه هاي بسيار موفق ان در كشور خودمان موجود است اينكه مثلا شما بگوييد"اگرحتي يك نفر با ديدن فيلم من ازاعتياد روگردان شود من به نتيجه زحمات خود رسيده ام " شايد براي عده اي جالب باشد امامسئله اي را حل نميكند در واقع اين جمله جمله فردي است كه دچارنوعي خود بزرگ بيني شده است كه متاسفانه بسياري از روشنفكرا ن جامعه ما بدان دچارشده اند يعني در داخل پيله اي ازجمع دوستان خود نشسته اند و فكر ميكنند رسالت انها نجات فرد يا افرادي از جامعه است انهم به انگونه كه انها ميانديشند و البته من دليلي نميبنم كه فكر كنم اين دوستان درست فكرمي كنند چون نتيجه صحبتهايي كه خود من با بسياري از جواناني كه فيلم را ديده اند داشته ام بيانگر اين مسئله بود كه انان فيلم را تلخ و فاقد جذابيت يافته بودند و متاسفانه در مورد مسئله مواد مخدر تلاشهاي اميدوار كننده و عملي است كه به نجات فرد گرفتار ميانجامد نه ارزوهاي قلبي ما و اين در حالي است كه در درون جامعه ما افرادي هستند كه بدون هيچ ادعايي ويا كمترين چشمداشتي و بصورتي واقعي قدمهايي بزرگ و قابل تقدير در راه نجات انسانهاي در بند اعتياد بر ميدارند و داعيه نجات كسي را هم ندارند نمونه بارز انها هم كارمندان شريف و زحمت كش سازمان بهزيستي هستند كه از همين جا به تك تك انها درود ميفرستم وتاكيد ميكنم همين نوع نگرش به اجتماع پيرامون ما از سوي سازندگان فيلم باعث شده تا فيلم " خون بازي " فيلمي سر در گم و ناقص باشد شايد اگر هزينه ساخت اين فيلم را به سازمان بهزيستي اهدا ميكردند به ارزوي قلبي خود بهتر ميرسيدند و البته اين گفته من دليل بر اين نيست كه ما نياز به ساخت فيلم و يا ارائه كارهاي هنري ديگر در زمينه مواد مخدر نداريم .
مهران : اين سخنان شايد براي بسياري خوشايند نباشد .
مهرداد : اين مسئله اهميتي ندارد مهم هشداري است كه ما وظيفه داريم به سايرين بدهيم تا سرمايه هاي مادي و معنوي كشور بيهوده هدر نرود بگذاريد از دوست عزيزمان اباداني مثال بزنم ايشان تا كنون چند فيلم مستند درباره اعتياد و موارد ديگر ساخته اند كه فكر ميكنم از سيماي جمهوري اسلامي هم پخش شده است من هر يك از انها را چندين بار ديده ام تك تك اين فيلمها هشدار دهنده اگاهي دهنده و بسيار سازنده است بدون انكه دوست ما داعيه نجات فرد يا افرادي را داشته باشد و يا حتي ادعاي فيلم سازي داشته باشد .
اباداني : اين نظر لطف شما است اما بهتر است برگرديم سر همان فيلم" خون بازي"
مهرداد:اتفاقا اين مطالب به بحث من مربوط ميشود علت اينكه فيلم شماازديد من برد اجتماعي مثبت دارد همين نكته است كه شما با مسئله اعتياد بصورت توريستي ونگاه از بالا برخورد نكرده ايد خود من بار ها و بارها شاهد بوده ام كه چگونه تلاش كرده ايد زندگي افراد معتاد را نجات دهيد ودر اين راه تمام تلاش خود را معطوف اين مسئله كرده ايد كه با انان از نزديك اشنا شويد و تمام خطرات احتمالي را هم بجان خريده ايد انهم نه بعنوان يك ناجي كه منتظر سپاسگزاري از سوي ديگران است بلكه بعنوان يك انسان كه احساس مسئوليت كرده است .
اينكه گفته ميشود ما براي درك دنياي معتادان به كلاس ترك اعتياد ميرفتيم و يا با خانواده هاي انان زندگي ميكرديم براي تبليغات تلويزيوني خوب است در حقيقت رفتن به اين كلاسها چيزي ازروحيات پنهان معتادان بما نمياموزد و فقط براي راهنمايي و هدايت و كمك به معتادان خوب است كسي كه واقعا مايل است با دنياي اين افراد از نزديك اشنا شود بايد به دنياي خصوصي و كاملا پنهان تك تك انان وارد شود كه هر يك با ديگري متفاوت است از طرفي افراد معتاد داراي خصلتهاي مشتركي ميشوند كه در راس انها پنهان كاري و دروغ گويي و ظاهر فريبي است كه شناخت و درك اين مسائل تخصصهاي ويژه اي را ميطلبد كه به سالها مطالعه و دانش اندوزي و تجربه كار در ميان معتادان نياز دارد كه متاسفانه انتقال اين تجربيات به ديگران چندان هم اسان نيست از سويي ديگر افراد معتاد تنها زماني دست خود را براي افراد معمولي و غير متخصص رو ميكنند كه بقول معروف با همديگر" ندار" باشند وتوانسته باشند اعتماد انان را جلب كنند كه اين جلب اعتماد را نميتوان به اساني و با يك حضور پيك نيك گونه در مراكز ترك اعتياد بدست اورد بلكه بايد در محفلهاي خصوصي انان حضور يافت و بقول معروف بستي هم به وافور چسباند كه سالم ماندن در چنين شرايطي كار هر كسي نيست به همين دلايل هم هست كه افرادي كه در مراكز ترك اعتياد به افراد معتاد خدمات رساني ميكنند از پزشكان و متخصصين روانشناس ومدد كاران تا پايين ترين خدمه تحت فشار كاري بسيار شديد هستند چون در محيطي سرشار از ريا كاري و دروغ و فريب و انواع الودگيهاي جسماني و رواني كار ميكنند كه واقعا جاي تقدير دارد.
مهران: البته من از اين گفته چنين برداشتي نكردم و فكر ميكنم صحبت مطرح شده اشاره به هدف خيرخواهانه اي است كه از ساخت اين فيلم دنبال ميشده است امابا نظرديگرشما موافق هستم شايد اگر فيلم به شرايطي ميپر داخت كه جوانان وقتي در ان شرايط قرار ميگيرند براحتي به مواد مخدر الوده ميشوند نتيجه بهتري گرفته ميشد چون شناخت كم انها از زندگي وغرور دوران جواني و نوجواني اجازه نميدهد به خطرات و مشكلاتي كه در اينده گريبان گيرشان ميشود توجه زيادي داشته باشند هر چند كه اين بي توجهي وغرور ميتواند شامل حال همه سنين بشود و خود من بارها شاهد بوده ام كه بسياري فكر ميكنند دوران ذلت و درماندگي معتادان مربوط به ديگران است و انها با اراده قوي ميتوانند اعتياد خود را كنترل كنند كه متاسفانه تفكري اشتباه است .
مهرداد :بگذاريد برايتان خاطره اي بگويم حدود ده دوازده سال پيش من با جواني اشنا شدم كه تمام تلاش اطرافيانش براي ترك اعتياد او شكست ميخورد و انها نميتوانستند علت انرا بيابند تا اينكه ان جوان بر اثر مصرف بيش از حد هروئين در گذشت و در واقع امر خودكشي كرد خانواده او تنها پس از مرگ او متوجه شدند كه علت شكست انان در ترك دادن فرزندشان مبتلا شدن فرزندشان به بيماري هپاتيت سي بوده است در واقع اين جوان اين بيماري را از نزديكترين اعضاي خانواده و صميمي ترين دوستان خود هم مخفي كرده بود و تنها از روي وصيت نامه متوجه شدند كه بيمار بوده است حال بمن بگوييد چطور ميتوان با چند جلسه حضور در كلاسهاي توجيهي ترك اعتياد به زواياي پنهان روحيات معتادان پي برد؟
اباداني : خوشبختانه اكنون ازمايشات دقيقي از افراد ي كه مايل به ترك هستند بعمل ميايد و معتادان غربالگري ميشوند.
مهرداد : به نكته بسيار خوبي اشاره كرديد سياست كنوني مراكز ترك اعتياد دولتي و خصوصي كه احساس مسئوليت بيشتري نسبت به سايرين دارند غربالگري و طبقه بندي معتادان و اموزش خانواده و اطرافيان انان براي كمك به بازگرداندن افراد معتاد به اغوش خانواده و جامعه و بالا بردن سطح دانش عمومي همگان در اين زمينه است كه متاسفانه در فيلم هيچ اشاره اي به اين مطلب نميشود گويي كه فيلم متعلق به سي سال پيش است در صورتيكه هم اكنون در كنار كلاسهاي اموزشي ترك اعتياد براي معتادان كلاسهايي هم براي خانواده ها و نزديكان انان تشكيل ميگردد و خانواده ها در تمام مراحل ترك در كنار فرد معتاد اموزش ميبينند .
حميد : برگرديم به فيلم اگر درست فهميده باشم مهرداد عزيزميخواهند بفرمايند فيلم "خون بازي" از نظر نحوه بيان موضوع در فيلم نامه ضعف دارد .
مهرداد: نه تنها از نظر فيلم نامه اي كه با حقايق پيرامون ما مطابقت داشته باشد حتي با احترام به نظرداوران جشنواره فيلم فجر از نظر بازي بازيگر جوان فيلم هم ضعف دارد بگذاريد مثالي بزنم درسكانسي از فيلم فروشنده مواد مخدر از دخترمعتاد بجاي پول درخواست ديگري دارد و بعد هم گريزي ميزند به مسئله بچه هاي جنوب شهر و شمال شهر و ...... گمان ميكنم نويسندگان فيلمنامه فيلم" خون بازي" خبر ندارند مواد مخدر شيميايي و مدرن مانند انچه دختر فيلم به ان الوده شده است از سالها پيش از انقلاب توسط افرادي وارد كشور ميشود كه يكپايشان اينجاست يكپايشان اروپا و امريكا ولابد پول و امكان تهيه ويزا و امكانات كافي براي اينكار را دارند و اصولا اين گونه مواد مخدر تا همين چند سال پيش در بين معتادان پايين شهري به" حال بچه پولدارها" معروف بود و هنوز هم بسياري از اين مواد را فقط ميتوان درمناطق مرفه نشين شهر يافت و امكان دستيابي به اين مواد در مناطق فقير نشين ممكن نيست كه بيشتر به قيمت بالاي اين مواد برميگردد از طرفي اعتياد اصولا زائيده بي بند و باري فكري و اخلاقي است كه طبقه اجتماعي نميشناسد وحداقل من زن و دختر معتادي نديده ام كه پايبندي اخلاقي به گونه اي كه در فيلم مطرح شده داشته باشند وحتي بسياري از مواد مخدر شيميايي جديد براي همين مسئله ساخته شده اند كه البته دروغي تبليغاتي بيش نيست و براي گمراه كردن مصرف كننده گان شايع ميگردد و متاسفانه اخيرا تعدادي از انها باسم داروهاي درماني وارد بازار مصرف جهاني شده است از طرف ديگر گمان ميكنم دوستان فيلم نامه نويس ما خبر ندارند بيشترين مواد مخدر جديد همچون كرك و اسيد واكستازي و.............. در مهماني هايي بين جوانان توزيع ميگردد كه اساس ان مهماني ها بر بي بندو باري هاي اخلاقي استوار است نه نجابت و شرافت انساني حال چرا بايد تماشاگربپذيرد دختر معتاد فيلم به اين گونه مسائل اخلاقي پايبند است؟ در صورتيكه همه روزه شاهد است اين افراد براي دستيابي به مواد مخدر به هرعمل پستي تن ميدهند ؟مگر او تافته اي جدا بافته است ؟ اينكه چرا دختر فيلم خون بازي از اين بابت مستثني است سوالي است كه من براي ان پاسخي نمي يابم .
مهران : ايا نميتوان استثناهايي را هم در نظر گرفت؟
مهرداد : چرا ميشوداستثناهايي را هم در نظر گرفت اما اين فيلم قرار است براي عامه مردمي كه پيرامون ما زندگي ميكنند نمايش داده شود مردمي كه روزانه با هزاران نمونه از اين افراد بر خورد دارند نه مردم ساكن در سياره اورانوس .
مهران : شما چرا ميگوييد بازي خانم" كوثري" ضعيف است ؟
مهرداد : دوست من شما چند فرد معتاد به مواد مخدر از هر نوعي كه ميخواهد باشداز مواد مخدر سنتي تا شيميايي را ديده ايد كه در حالت نيازبه مواد مخدر يا همان خماري اينچنين هوشيار باشد ودر حالي كه رفتاري شتابزده و توجه بر انگيز دارد بتواند خود را از ديد ماموران مخفي كند بخصوص كه در اينگونه موارد بيشتر از ماموران مخفي استفاده ميشود وباز درهمان حالت خماري هم بتواند فرد مواد مخدر فروش را بياد اورد و هم با سرعت و چابكي پله هاي يك پاساژ را بالا و پايين كند ؟ شايد اخيرا موادي وارد بازار مصرف معتادان شده است كه شرايط خماري انها افزايش دهنده ضريب هوشياري و نشاط اوري است و ما خبر نداريم ؟ اين بازي بي سر و ته و غير منطقي و بدور از واقعيت كجايش ميتواند ياد يك فرد اسيب ديده از اعتياد را درخاطر ما زنده كند ؟ اين نمايش مضحك را مقايسه كنيد باعدم توانايي ذهني در درك شرايط محيط پيرامون و لرزش اندامها و ناتواني در كنترل حركات دست و پا وبدن و گنگي و گيجي ذهني كه در شرايط واقعي به فرد معتاد دست ميدهد كجاي اين بازي نمايشگر حالت يك فرد معتاد است؟
مهران : البته تلاش خانم" كوثري" قابل تقدير است و شايد نحوه بازي ايشان به خواست سازندگان فيلم بازگردد.
مهرداد: شايد به هر حال بايد پذيرفت كه بازيگر ابزار دست كارگردان است و موظف است هر چه او ميگويد اجرا كند.
حميد : من هم با نظر مهرداد در اين مورد موافقم ومعتقدم خانم" كوثري" درقسمتهايي از فيلم حس درستي براي بازي ندارند بنظر ميرسد سازندگان فيلم تلاش داشته اند تمام حالتهاي متضاد رفتاري معتادان را در يك فرصت كوتاه به نمايش بگذارند كه همين به بازي خانم كوثري لطمه زده است اما بر گرديم به فيلم نامه خيلي مايلم بدانم از ديد شما نقاط ضعف ديگر فيلمنامه كدام است ؟
مهرداد : ببينيد ما در كشوري زندگي ميكنيم كه اگر كسي خودكشي كند و او را به مراكز درماني ببرند اين مراكز موظف هستند مورد را به مراكز ذيصلاح گزارش كنند بخصوص اگر احساس كنند فرد از مواد مخدر هم استنفاده كرده است كه خود مصرف مواد مخدرنوعي جرم به حساب ميايد و عدم گزارش مواردفوق براي مراكز درماني مسئوليت در پي دارد حال اصلا از اين مسئله مهم ميگذريم و باور ميكنيم كه به هزاران دليل اين اتفاق براي اين مادر و دختر رخ نداده ايا دقت كرده ايد دختري كه در شرايط روحي بسر ميبرده كه كارش به خودكشي رسيده بعد از چنددقيقه چقدر قشنگ درجاده رانندگي ميكند؟
ويا با چه حالت شاعرانه و سرشار از محبت و اميدي بانامزد خود در انسوي ابها گل ميگويد گل ميشنود ؟
و مادرش هم با چه خيال راحتي فرمان ماشين را بدستش داده تا در جاده هاي پر پيچ و خم شمال كشور رانندگي كند تا هر دو از اين مسافرت خانوادگي لذت ببرند انهم در حالت نيازدختر به مواد مخدرو انگار نه انگار كه اين دختر خون زيادي هم از دست داده و يا در شرايطي بوده كه ازادامه زندگي قطع اميد كرده وبعد باز هم شاهد هستيم كه با چه زرنگي و سادگي و تنها با استفاده از يك عينك افتابي ساده بر سر ماموران كلاه ميگذارند و ميگذرند و چندي بعد در جنگل كنار جاده نيازدوباره دختر به مواد مخدراو را وادار ميكند خود را جلومسير يك ماشين در حال عبورقرار دهدتا هم مادر را واداركند تا مواد را به او برساند و هم تماشاگرمجددا بياد اورد به تماشاي چه موجود نازنين و پاكدامني نشسته است .
كجاي اين روند با عقل و منطق جور در ميايد؟
مهران : البته نكته اي كه شما به ان اشاره كرديد كاملا درست است بخصوص كه خودكشي تصميمي اني نيست بلكه فرد مدتها در ذهن خود با ان كلنجار ميرود و بازگشت به زندگي براي افرادي كه دست به عمل خودكشي ميزنند تا ساعتها بعد از ان توام با نوعي گيجي و سر در گمي است كه با مسئله رانندگي جور در نميايد و در اين مورد كاملا حق با شما است .
حميد : موافق هستيد به يك جمع بندي برسيم ؟
مهران : من فكر ميكنم فيلم خون بازي فيلم بدي نيست و مانند هر فيلم ديگري نقاط قوت و ضعف بسياري دارد مانند فيلم برداري قابل توجه و طرح مسئله فرزندان معتاد بصورتي جديد و ..... والبته نقاط ضعفي كه دوست عزيزمان مهرداد به ان اشاره داشتند و فكر ميكنم فيلم به يكبار ديدنش بيارزد.
اباداني : من فكر ميكنم سازندگان فيلم تلاش خود را براي ساخت يك فيلم ابرومند انجام داده اند و ارزومندم در اينده فيلمهاي بهتر و با اشكالات كمتري از انان به نمايش گذاشته شود .
حميد : بنظرم فيلم به ديدنش ميارزد البته نگاه من با نگاه ريز بين مهرداد عزيز به مسئله اعتياد فرق دارد و خوشحالم كه گفتگوي امروز باعث شد چيزهاي بيشتري از مسئله اعتياد جوانان بياموزم و ذكر يك نكته در پايان كه سازنده فيلم از مسئله مميزي هم شكايت داشتند و ميگفتند در طرح بسياري از مسائل دستانشان بسته بوده است .
مهرداد : حميد جان مرا نخندان اينكه شما يك فرد معتاد تازه از سفر اخرت برگشته را پشت فرمان يك ماشين بنشاني و راهي جاده كني ناشي از بي توجهي به جزييات است نه مميزي در واقع طرح مسئله مميزي از سوي عده اي دست اويزي است كه اولا خطاها و اشتباهات كار خود رابه اسم محدوديت مميزي بپوشانند و دوما در نظر نا اگاهان خود را جوري جلوه دهند كه يعني ما حرف براي گفتن بسيار داريم اما متاسفانه دستمان براي بيان مطالب بسته است كه البته اينگونه صحبتها ديگر كهنه شده است چرا كه در همين كشور و توسط كارگردانها ي همين فيلم فيلم بسيار با ارزش" گيلانه "ساخته شده است كه لابد اگر لهجه گيلكي خانم" باران كوثري" در فيلم" گيلانه" درست از اب در نيامده است تقصيران متوجه معاونت سينمايي وزارت ارشاد بوده است.
حميد : ازتمامي دوستان تشكر ميكنم كه فرصت اين گفتگو را فراهم كرديد .
درپايان لازم است تاكيد كنيم كه تمامي افراد حاضر در اين گفتگو براي سازندگان فيلم "خون بازي" احترام زيادي قائل هستند وموارد مطرح شده درمورداين فيلم نظر دوستان شركت كننده دراين گفتگو است كه ممكن است با نظرات سايرنويسندگان يكسان نباشد هدف ما تنها ايجاد بستري مناسب براي ارايه نظرات متفاوت درباره هنر سينما در كشورمان است و امكان درج اظهارنظربراي تمام دوستان و سازندگان فيلم "خون بازي" در وبلاگ مهيا است.
…………………………………………………………………………………………. نظرات ساير نويسندگان
اشنا : نكته اي كه بعد از خواندن نوشته فوق به نظر من رسيد اين بود كه تاكيد كنم فيلم" خون بازي" فيلم بسيار نا اميد كننده اي است ونا اميدي كه به تماشاگر بعد از ديدن فيلم دست ميدهد راه را براي همراهي بيشتر تماشاگران براي كمك به معتاداني كه قصد رهايي از اين دام شيطاني را دارند ميبندد و بنظر ميرسد اين بر خلاف ارزوي قلبي است كه سازندگان فيلم ادعاي داشتن انرا دارند .
همسر اشنا : فكر ميكنم يكي از اشكالات فيلم به بازي خانم كوثري برميگردد كه ظرافت زنانه چنداني ندارد و اين باعث عدم پذيرش فضاي خانوادگي نشان داده شده در فيلم توسط تماشاگران ميشود متاسفانه خانم باران كوثري درفيلمهاي اخير خود به نوعي رفتار ميكنند كه بيشتر مردانه است يعني از ظرافتهايي كه از بازي يك بازيگر زن توقع ميرود كمتر در بازي ايشان استفاده ميشود مانند نقش افريني ايشان درسريال صاحبدلان و يا همين فيلم "خون بازي " اين نحوه بازي را مقايسه كنيد با بازي قدرتمندانه و بسيار زيباي خانم فاطمه معتمد اريا در سريال تلويزيوني" زير تيغ " كه همزمان عشق به فرزند و همسر وزندگي خود و بردباري و شجاعت مواجهه با مشكلات را به بهترين شكل و با غرور يك زن با خصلتهايي كاملا ايراني به تصوير ميكشند و يا بازي بازيگران جوان سينماي ايران خانمها "گلشيفته فراهاني" و "ترانه عليدوستي" كه در فيلم هاي خود علاوه بر به نمايش گذاشتن بازيهاي درخشان زن بودن خود را هم فراموش نميكنند فكر ميكنم ياد اوري بازيهاي اين دو هنرمند بزرگ كشورمان در فيلمهاي " ميم مثل مادر" و يا "چهار شنبه سوري" كه سرشار از لطافت زنانه است مثالهاي خوبي براي اثبات ادعاي من باشند .
كل محمود بقال : با ئي دو تو نميشه شوخي كرد ميدو نين چرو گوشتونو بيارين جلو تو واستون بگم راستش ..........................................................
شهاب : قصد ندارم به داوري در باره فيلم بپردازم فقط بنظر من بازيهاي اقاي ارژنگ امير فضلي درفيلم اخراجيها و اقاي پارسا پيروز فر در فيلم ميهمان مامان در نقش افراد معتاد بسيار قويتراز بازي خانم كوثري در فيلم خون بازي است با وجوديكه انها فرصت بسيار كمتري براي ارايه نقش خود داشته اند اين را هم گفتم تا دختر عزيزم خانم باران كوثري در اينده با وسواس بيشتري به نقشهايش نگاه كند .
كل محمود بقال : منم قصد ندارم درباره نقد ئي شهابو نظر بدم ولي بنظرم اشنا بهتر نوشته اينم نوشتم تا پسر عزيزوم شهاب از اين به بعد صد دفعه حرفو تو دهنش سبك سنگين كنه بعد اگه ديد قبلا كسي نزده اوقت درگوشي بياد بخودوم بگه تا بكسي هم بر نخوره خيالشم راحت باشه من دهنوم چفتو بستش محكمه فقط به عيال ميگمو بي بي و كريم و بقيه اهالي شيراز.
مريم: بدون تعارف ميگويم فيلم " خون بازي" فيلمي سطحي و شتابزده است كه فقط بدرد تعريفهاي چاپلوسانه و تملق گويي هاي رايج در محافل خصوصي هنري و سينمايي ميخورد و بس .
كل محمود بقال : كا كو دادشو سر من نزنين والله من بي تقصيرم خوب اي نظر مريم خانومه من اي وسط چكارم؟
مسعود : من فيلم را در جشنواره ديدم بعد از گيلانه متوقع ديدن فيلم بهتري از خانم بني اعتماد بودم كه متاسفانه فيلم خون بازي توقعات مرا براورده نكرد و فيلم كاستي هاي فراوان دارد .
كل محمود بقال : حالو شوموحرفهاي اين مسعودو رو زياد بدل نگيرين اين بنده خدا توكارهاي خودشم سخت گيره چه برسه به كارهاي ديگرون.
........................................................................................................................
نظرات دوستان همراه
در اين قسمت ادرس الكترونيك و ادرس سايت دوستان حذف ميگردد.
..........................................................................................................................
مستانه : كل محمود چرا شما خودت در مورد فيلم خون بازي نظر نداده ايد؟
كل محمود بقال : بذار كاكو اول واست قصه ئي هوشنگو رو بگم.
ئي بنده خدا غيبتش نباشه سه تو ايراد بزرگ داره اول اينكه برا هر چيز كوچيكي هم هزار جور قسم ميخوره مثلا يي ليوان اب ميذاري جلوش بخوره بعد خوردن ابو ميگه به اين قبله محمدي به اين سو چراغ به اين نون ونمكي كه با هم خورديم تشنگيم رفع شد حالو فكر نكنين ايمون محكم و درست حسابي هم داره ها ابدا بعكس دومين ايرادشم اينه كه تا دلتون بخواد دروغ ميگه مثلا يي دفعه مياد ميگه يكي از دوستاي عيالوم بعد شونزده تا خواستگار كه رد كرده پيغوم فرستاده عاشق منه منم موندم چكار كنم زنومه طلاق بدم يا نه؟ اگرم بهش بگي كاكو تو ديگه سني ازت گذشته و هفتاد سالته ئي حرفا واست زشته از فرداشه كه بره ته مونده موهاشو رنگ مشكي كنه سيخ سيخكي روغن مالي كنه بياد تو خيابون يعني هنوز شونزده سالومه .
سومين ايرادشم اينه كه دست به تملق گفتنشم حرف نداره واسه همين خصلت اخريم هه كه همه رفقاش دوستش دارن مثلا همين چند روز پيش اومده بود در مغازه يي چند دقيقه پيشوم نشست عزيزوم كه شومو باشي از دهنوم پريد كه نخود كيلويي پنج زار گرون شده ممكن دو زار ديگم گرون شه كه اقا حرفمو تو هوا قاپيد كه بعله قطعا چنين خواهد شد چون اقتصاد دان بزرگي مثل شما حتما پيش بينيش درست از اب در مياد وحيف و صد حيف كه بزرگان دنياي بازرگاني و تجارت از درك كمالات بالاي شما عاجزند و الا چه بسا كه در مدت كمتر از چند روز مشكلات اقتصادي دنياي خاكي از ينگه دنيا تا بلاد فرنگ و سرزمين ابا اجدادي ما حل كه ميشد هيچ بلكه شاهد شكوفايي اقتصاد كشورهايي ميشديم كه ديگر در روي نقشه جغرافيايي هم يافت نميشوند.
خلاصه سرتونو درد نيارم گفت و گفت تامنم باورم شد واقعا اقتصاد دنيا مشكلش دير شدن ارايه نظريات اقتصادي من بوده از اون روز به بعد جوري خودومو ميگرفتم كه هر كي ميومد نيم كيلو كشك بخره مجبور بشه ازم بخواد براش برم منبر از گردش پول و داد و ستد بگم كه كم كم همه خيال برشون داشت من پدر اقتصاد نوين تو دنيا هستم تا اينكه يي دو روز پيش يي پسر جووني او مد دو تو بستني ليواني بخره كه براش شروع كردم از ظرايف روابط بازار حرف زدن اونم اول خوب گوش داد بعد يي كم از تراز مالي تجاري و مبادلات ارزي و نحوه باز كردن گشايش هاي اعتباري و اين جور چيزها واسم گفت كه جوري منگ شدم كه يادوم رفت پول بستنيو رو ازش بگيرم در عوضش حاليم شد علم اقتصاد با گرون شدن سيري دهشاهي لواشك الو فرق داره خلاصه كاكوشكر خدا ئي جوونو يي اينه داد دستوم تا قد و اندازه خودومو توش ببينم و از اين به بعد بي جهت وارد هر مقوله اي نشم حالو ئي" فيلم خون" بازيم كاكو لقمه شو واسه من نگرفته بودن ئي بود كه نشستم كنار تا اونايي كه كارشون اينه حرفشو بزنن كه ماشالله همشون هم اهل فيلم ساختن هستند هم تا دلتون بخواد تو زمينه ئي فيلمو خاك خوردن حداقلشم تا جايي كه من ميدونم هر كدومشون دست يي چند تو از اين جووناي گرفتارو گرفتن يادشون دادن بگن يا علي و از خاك ذلت پا بشن پس حق بدين من ساكت مونده باشم و در محضرشون زانو ادب زمين بزنم و شاگردي كنم حالو ايشالله اگه موردي پيش اومد و من ازش سر در مي اوردم روي چشمام منم ميام وسط گود